![]() |
![]() |
|
| آگاهی سراغاز آزادگی است |
|
صحبت را با تصویر بالا شروع می کنم جایی که زنان استان باقوبا در عراق برای یک لقمه نان در صف ایستادند و سربازان امریکایی انها را به عقب هل می دهند. اری انجا عراق است کشور همسایه کشوری که به خاطر جهالت دو دیکتاتور 8 سال با هم درگیر جنگ بودیم. صدام اعدام شد اما خمینی عمر 89 ساله او کفاف نکرد که به دست مردم محاکمه شود و بی احساس ماشین قتل عام و نظام وعده و عید را به جانشینان خود سپرد و رفت. در عجبم چگونه مردمانی که برای یک زندگی بهتر انقلاب کردند و به زندگی بسی بدتر و شرم اور رسیدند اما هنوز ساکت نشستند انهایی که به وعده و عیدهای خمینی گوش دادند و عاقبت را دیدند باز به دنبال اصلاحات در جمهوری اسلامی هستند مگر نه این است که احمدی نژاد نطفه خالص جمهوری اسلامی است ایا می توان با احمدی نژاد کنار امد؟ صد البته نه . همه دروغهای احمدی نژاد را شنیدند (صحبت های ایشان قبل و بعد از انتخابات) اما شاید همه به دروغ های خمینی که هزاران بار خانمان سوزتر بود توجه نکردند(قبل و بعد از انقلاب) . من سخنان خمینی ( تاریخ 29 تیر 1359 - حسینیه جماران- موضوع :برخورد قاطع با شرارت ها و توطه ها) را در اینترنت اپلود کردم و جالب اینجاست که بعضی ها نظر داده بودند و نوشتند که+ این صدای کثیف خودش نیست + توجه کنید لقب کثیف را به ایشان دادند اما باور ندارند که این سخنان از دهن او بیرون امده. شخصی که طبل جنگ را در ایران کوبید شخصی که صریحا در سخنرانی هایش دستور قتل می داد ((ما می خواهیم اسلام را ترسیم کنیم یکی از اینها یک روزی امده بود گریه می کرد که چرا بعضی از اینها را می کشند نه این اخری ها را اینهایی مثلا که اخر می کشند. اینها توجه ندارند که اسلام در عین حال که یک تربیت است یک مکتب تربیت است لاکن ان روز که فهمیدند قابل تربیت نیست 700 نفرشون را در یک جا , جوان بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند به امر رسول الله . اینها همین حرفهای غربی را می زنند که ما باید اصلاح کنیم اول همه را اصلاح کنیم بعد حرف بزنیم.)) حالا چگونه است افرادی نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند و دم از مردم سالاری , آزادی , رفا , برابری , خدمت , صداقت , مهرورزی , سازندگی ...و گفتگوی تمدنها می زنند اینها در جرم شریک هستند اینها هستند که مردم را ساکت نگه داشتند . در کشوری که دلبسته ان دعا کرد خدایا این کشور را از شر خشکسالی و دروغ محفوظ دار ! اما این سرزمین گرفتار دروغ شده است . قصه ما غصه دارد . مخالفت با نظام یا ولایت فقیه یعنی دشمنی با خدا یعنی محارب و عاقبت باید به حکم الله کشته شود و خونش پاک است. این چه خدایی به بنده اش دستور می دهد بنده دیگرش را اعدام کند سرش را از تن جدا کند چشم را از حلقه در بیاورد دستش را قطع کند تیرباران کند سنگسار کند... (برای اطلاع بیشتر به روشهای شکنجه و قتل در رژیم اسلامی مراجعه کنید) با این خدایی که به ما شناساندن بهتر است بگوییم« بنام خداوند وعده و وعید » او که ما را به بهشت و جهنم می برد . اینجا قصد نفی خدا ندارم فقط می خواهم بگوییم ان خدایی که ملایان دم از ان می زنند از دید من یک خیال و فریب بیش نیست به این دلیل است که مردم ایران بخصوص جوانان از دین گریزاند این واقعیتی است که امروز در جامعه ما شاهد ان هستیم . سرزمین ما یک سرزمین مسخ شده می باشد سرزمینی که از جوهره خود دور گشته و سرزمینی که با خود بیگانه شده است. تاجیکستان و افغانستان پاره ای از پرشین (نه ایران اخوندی) هستند . کردستان و بلوچستان و اذربایجان ستونهایی از این سرزمین هستند اما می بینید که جمهوری اسلامی در کردستان چه می کند از اول انقلاب تا حالا دسته دسته مردم کردستان را به جرم ضد انقلاب به چوخه دار می سپارد و مردم اهواز را همینطور. قصه ما غصه دارد. همین اتفاقاتی که این روزها در عراق می افتد فردا با شروع جنگ در ایران بدتر از ان را شاهدش خواهیم بود جنگ خانمان سوز است شکی نیست اما بایستی توجه کرد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه دست از کارهایش نخواهد کشید و روز به روز اوضاع بدتر و پایه های اقتصاد , فرهنگ , علم و ... بیشتر از هم پاشیده خواهد شد و جوانان به شکل معتاد , اراذل , محارب و مرتد در خواهند امد و بدتر از ان زنان و کودکان (که از اولین قربانیان کشمکش ها و جنگ ها هستند- تصویر بالا) به وضعییت بدتری دچار خواهند شد . مردم ایران نه خواستار جنگ هستند و نه دیگر تحمل رژیم جمهوری اسلامی را دارند راه سوم؟؟ اعتصاب عمومی؟ (اما رژیم وحشی تر از این حرفها هست) به نظر من نشست های مفیدی که اپوزیسون می توانند با هم داشته باشند راه حل خوبی است به شرطی که دوباره وسط سخنان یکدیگر نرقصند و ان انرژی را برای بعد از پیروزی بگذارند. پاینده باد آزادی
|
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دیوانه ای که از قفس پرید
××××××× این چه خدایی است كه در موقع نیاز آدمی، یا سكوت میكند و یا تشریف حضور ندارد. قرن ما را باید قرن ترس نامید، ترس از دولت، ترس از خدا، ترس از صاحبكار، ترس از پلیس، ترس از همنوع، ترس از جامعه، ترس از بازجو، ترس از زمان حال، ترس از زمان آینده، ترس از خود، ترس از روز قیامت، و ترس از همسر. (ژان پل) |