![]() |
![]() |
|
| آگاهی سراغاز آزادگی است |
|
من بلاگ نویسی را در بلاگفا اغاز کردم (خیلی ممنون بلاگفا). متاسفانه وبلاگ قبلی من بسته شد و کلی رفیق از دست دادم (خیلی کم ممنون بلاگفا) و در این وبلاگ به نوشتن ادامه دادم . اما ترس از اینکه هر لحظه ممکن است بسته شود و به دلیل محدویت های وبلاگ فارسی. به وردپرس کوچ کردم . بنابراین وبلاگ جاری من agahi.wordpress.com می باشد و عزیزانی که قبلا مرا اد کردند مرحمت تعییر ادرس را بکشند.
با احترام بلاگفا حلالمون کن دلم برات تنگ میشه
|
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
از سوال هایی که از جواب دادن ان متنفرم: 1- اهل کجا هستی؟ 2- به چه دینی هستی؟ (در مورد من:) من ایران بدنیا امدم فارس هم نیستم فارسی را دوران دبستان یاد گرفتم در ضمن در خانواده مسلمان متولد شدم از بچگی قران دعا و احادیث ... را یاد گرفتم(یعنی یادم دادند) همیشه در مراسم صبحگاهی دوران دبستان و راهنمایی قران می خواندم و در صف اول نماز جماعت می ایستادم گاهی موذن گاهی مکبر بودم . تا دلتان بخواد جایزه های مذهبی دریافت کردم ظاهرا الگوی بچه های دیگر شده بودم ... دوران دبیرستان را در شهر دیگری اغاز کردم از محیطی که بزرگ شده بودم فاصله گرفتم از همان روزها دربه دری من شروع شد به دینم به وطنم به خدایم به همه چیزم شک کردم از این که بدون چون و چرا کاری را انجام بدهم ترسیدم. نماز بدون وضو خواندم روزه کله گنجشکی گرفتم و گاها سر کلاس با معلم ها بحث می کردم... گفتم که دربه دری من آغاز شد از ان دبیرستان (دبیرستان نمونه ) اخراج شدم به شهرم برگشتم و انجا درسم را ادامه دادم محیط مرا نپذیرفت اگرچه خانواده ام مرا به اغوش کشیدند اما انها هم تحت فشار محیط , جامعه و حکومت قرار گرفتند . شرایط را برای خودم و خانوادم سخت تر کردم . خلاصه اینکه در تحقیقات محلی برای بورسیه دانشگاه رد شدم (گفته بودند به خدا و ولایت اعتقاد ندارد و ....- ان زمان حداقل من به خدا معتقد بودم). از خانه فرار کردم و اسمم را به ارش تغییر دادم اما زود برگشتم و خدمت سربازی رفتم چرا؟ چه اتفاق افتاد؟ ان بماند- از روی مو رد شدم. خدمت را تمام کردم و در شهر دیگری که بیش از هزار کیلوتر از زادگاهم فاصله داشت کنکور امتحان دادم وارد دانشگاه شدم محیط دانشگاه انقدر که فکر میکردم جالب نبود (به خصوص در شهرستان) از همان روز اول فهمیدند که کی هستم مرا به چیزهایی که قبول نداشتم قسمم دادند. در وطن خودم مثل یک زندانی به ملاقات خانواده ام می رفتم . اخه تا کی صبر ؟ چه باید کرد از دست این محیط لعنتی؟ خودکشی-اه کم اوردی . سکوت-انچه دشمنان می خواهند. همکاری با انها-هم کم اوردی وهم دشمنانت را خوشحال کردی. چقدر سخت است در لباسی که برای تو نیست ظاهر شوید. می خواهند تورا وارد قالبی کنندکه که هیچ وقت در شان و اندازه ات نیست از تمام جهات به تو فشار می اید جهنم که می گویند این هست. اه چه دردمانه است در زادگاه خودت احساس امنیت نکنید در وطن خودت دربه در باشی. نه نه من این وطن را نمی خداهم من این خانه را نمی خواهم من جوانی ام در این خانه مسخ شده حرام شد اگر مادرم مرا در صحرای افریقا می زایید اگر پدرم یک گاو پرست بود باز این احساس را داشتم؟ با ابن همه تفاسیر, وطنم چگونه می توانم فراموشت کنم.من از دست خدایان دروغین فرار کردم .تو چطور؟ می خواهی فرار کنی یا بمانی بجنگی؟ اخه دارند تکه پاره ات می کنند. خدایان دروغین دارند زیر پاهاشون له تون می کنند . بنگر چگونه جوانان پرشور و انرژی را در جلوی چشمان شما اعدام می کنند شکنجه می کنند ازار می دهند. بنگر چگونه شما را به ناکسان می فروشند.بنگر اه وطن اه ... (بغض داره خفه ام می کنه)
|
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
امروز چهارشنبه ریس جمهور ایران اقای احمدی نژاد به طور زنده در تلوزیون ITV انگلیس حاضر شد و به سوالات خبرنگار انگلیسی جواب داد.
خبرنگار از اینجا شروع کرد که امریکا مخالف برنامه هسته ای ایران است و اعتقاد دارد که صلح امیز نیست و احمدی نژاد گفت : امریکا از این حرفها زیاد می زند البته نه همه امریکایی ها .... خبرنگار: امریکا می خواهد به ایران حمله کند و .... احمدی نژاد: من که نشنیدم شما می گوییدانگار خبرهای سری دارید اصلا چنین چیزی نبیست نه امکان حمله هست نه شرایط حمله نه می تواند کاری کند . ملت ایران یک ملت با تمدن یک ملت صلح جو و .... خبرنگار: امریکا می گوید شما ارتش شعیه در عراق را ساپورت می کنید؟ احمدی نژاد: شما خبرنگار هستید یا سیاستمدار ؟ خبرنگار: مسلما خبرنگار . احمدی نژاد: شما دارید یه چیزی را به من القا می کنید ملت عراق با ملت ایران رفت و امد هزاران ساله دارند میایند و می روند و گاها با هم ازدواج می کنند ... در اخر احمدی نژاد به خبرنگار با سخره گفت: امده بودید که فقط این حرفها را بزنید؟ در حاشیه::: در طی مصاحبه یک لحظه لبخند از لبان ریس جمهور دور نشد. ریس جمهور به ازای هر سوال که خبرنگار از او می کرد یک سوال از او می پرسید. و اما من مصاحبه محمد رضا شاه را قبل از انقلاب با ABC آمریکا به خاطر اوردم که چه شباهتی داشت و چرا فقط این خبرگزاری ها در لحظات اخر سراغ اینها می ایند.؟ بوی جنگ به مشام می رسد زبانم لال زبانم لال خدا عاقبت همه را به خیر کند این هم لینک خبر ایی تی وی (البته خودم زنده زنده گوش دادم) |
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
صحبت را با تصویر بالا شروع می کنم جایی که زنان استان باقوبا در عراق برای یک لقمه نان در صف ایستادند و سربازان امریکایی انها را به عقب هل می دهند. اری انجا عراق است کشور همسایه کشوری که به خاطر جهالت دو دیکتاتور 8 سال با هم درگیر جنگ بودیم. صدام اعدام شد اما خمینی عمر 89 ساله او کفاف نکرد که به دست مردم محاکمه شود و بی احساس ماشین قتل عام و نظام وعده و عید را به جانشینان خود سپرد و رفت. در عجبم چگونه مردمانی که برای یک زندگی بهتر انقلاب کردند و به زندگی بسی بدتر و شرم اور رسیدند اما هنوز ساکت نشستند انهایی که به وعده و عیدهای خمینی گوش دادند و عاقبت را دیدند باز به دنبال اصلاحات در جمهوری اسلامی هستند مگر نه این است که احمدی نژاد نطفه خالص جمهوری اسلامی است ایا می توان با احمدی نژاد کنار امد؟ صد البته نه . همه دروغهای احمدی نژاد را شنیدند (صحبت های ایشان قبل و بعد از انتخابات) اما شاید همه به دروغ های خمینی که هزاران بار خانمان سوزتر بود توجه نکردند(قبل و بعد از انقلاب) . من سخنان خمینی ( تاریخ 29 تیر 1359 - حسینیه جماران- موضوع :برخورد قاطع با شرارت ها و توطه ها) را در اینترنت اپلود کردم و جالب اینجاست که بعضی ها نظر داده بودند و نوشتند که+ این صدای کثیف خودش نیست + توجه کنید لقب کثیف را به ایشان دادند اما باور ندارند که این سخنان از دهن او بیرون امده. شخصی که طبل جنگ را در ایران کوبید شخصی که صریحا در سخنرانی هایش دستور قتل می داد ((ما می خواهیم اسلام را ترسیم کنیم یکی از اینها یک روزی امده بود گریه می کرد که چرا بعضی از اینها را می کشند نه این اخری ها را اینهایی مثلا که اخر می کشند. اینها توجه ندارند که اسلام در عین حال که یک تربیت است یک مکتب تربیت است لاکن ان روز که فهمیدند قابل تربیت نیست 700 نفرشون را در یک جا , جوان بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند به امر رسول الله . اینها همین حرفهای غربی را می زنند که ما باید اصلاح کنیم اول همه را اصلاح کنیم بعد حرف بزنیم.)) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
در مورد چه می دانید؟ یک ابزار از ازمایشگاه گوگل است که نشان دهنده میزان یک جستجو در یک منطقه است. کنجکاوی من هم گل کرد. این هم نتایج یک کنجکاوی: کلمه " خر " در کجا بیشتر دنبالش گشته اند؟ قم (ببینید)
کلمه " ک.و.ن " در کجا بشتر دنبالش گشته اند؟ قم (ببینید) کلمه "joke" (باز بگویید ایرانیان دنبال شادی و خنده نیستند)(ببینید) کلمه "cyrus" (کوروش) ایران اصلا بین انها نیست.(ببینید) کلمه "زرتشت" به اندازه کافی دنبالش نگشتن که در گراف باشد(ببینید) کلمه " اسلام " (که یک کلمه عربی است)اول قم و زبان جستجو فارسی.(ببینید) کلمه "s.e.x" (که یک کلمه انگلیسی است اول مصر بعد هند و زبان جستجو اول عربی بعد ترکی.(ببینید) برای دیدن بیشتر اینجا را کلیک کنید. (این نتیجه ها روز به روز ممکن است فرق کند ) با این امار یک خارجی در مورد ایران چه فکر می کند؟ |
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
نظر سنجی شیرین
|
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
به نظر شما خطرناکترين فرد در جهان کيست
سياست کلي کدام کشور را موفق تر ميدانيد مهمترين عامل عقب ماندگي ايران ازکشورهاي جهان اول چيست؟ شما به چه طريقي از اخبار روزانه آگاه ميشويد؟ در زمان تصدي وقدرت کداميک ايران بيشتر به عقب برگشته است ؟ در انتخابات آينده به چه کسي راي ميدهيد ؟ کدام دولت باآرامش مردم ديگرکشورها عملامخالف است ؟حاميان تروريست اولين حق مسلم مردم ايران در حال حاضر چيست دشمن اصلي مردم ايران کيست / چيست ترساز ملا و اخوند جنگ ايران و امريکا رژيم اسلامي براي ادامه حيات از چه گروهي ميترسد |
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
“اکبر محمدی در وصیتنامه ای که قبل از مرگ نوشته بود، از تمام کسانی که در مراسم مرگ وی شرکت میکنند خواسته بود تا لباس سیاه نپوشند و هیچگونه مراسم مذهبی (اسلامی) برای وی برگذار نکنند. در مراسم هفتم اکبر محمدی که درميان اندوه بسيار شرکت کنندگان انجام شد، مراسم به شدت از سوی مسئولين امنيتی ولباس شخصی ها مورد مراقبت قرار گرفته بود. بسیاری از دانشجویانی که با اتوبوس از نقاط مختلف ایران جهت شرکت در مراسم هفتم وی عاضم شهرستان امل شده بودند توسط مامورین امنیتی متوقف و به طور موقت بازداشت شدند. در نهایت مراسم با شرکت کسانی که توانسته بودند خود را به روستای "چنگه میان" برسانند، تحت نظر مامورین وزارت اطلاعات و لباس شخصیها برگزار شد. مادر محمدی نيز در حالی که گل و شيرينی بر روي مزار اکبر محمدی گذارده بود در اين مراسم میگفت: «امروز روز عروسی فرزندم است و همه شما در جشن عروسی اکبر شرکت کرده ايد .» چه زیبا گفته! برای اندازه بزرگ روی عکس کلیک کنید |
|
+ نوشته شده
توسط مانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دیوانه ای که از قفس پرید
××××××× این چه خدایی است كه در موقع نیاز آدمی، یا سكوت میكند و یا تشریف حضور ندارد. قرن ما را باید قرن ترس نامید، ترس از دولت، ترس از خدا، ترس از صاحبكار، ترس از پلیس، ترس از همنوع، ترس از جامعه، ترس از بازجو، ترس از زمان حال، ترس از زمان آینده، ترس از خود، ترس از روز قیامت، و ترس از همسر. (ژان پل) |